تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی -
 
زمزمه های دلتنگی
 
 
شعر و نقد
 
 

سلام یاران ...

روز ها بود این شعر ها مرا گرفته بودند حالا من آنها را گرفتم ... اما دیشب در ( قطار ) وقتی از تهران به مشهد مقدس می آمدیم من با سهراب در قهوه خانه قطار بودیم ... نخوابیدیم او هم می نوشت من هم ... همه پیام ها را خواندم و تایید کردم از خدا خواستم به حق امام رضا ... روز و روزگار سبزی داشته باشیم همه باهم ...

۱

بالین خیال از تو و هرلحظه سر از من

هر جا که روم می زند این کار سر از من

پیدا نتوانست و یا قسمت من بود

چشمان تو در سوختن آماده تر از من

حالا دگر آواز  من و  دغدغه تو

حالا دگر آتش ز  تو  خشک و تر  ازمن

دیدم که نمی گردم دور از تو به هر جا

امید تو هم دور نگردی دگر از من

در هر خم و هر پیچ دل گم شده ام بین

ویران تو پیدا نشود بیشتر از من

آیا که چه حالی به سر خلوتم آید

خالی شود ای دوست خیالت اگر از من

 

۲

در حضورت در غم تلخ جدایی میشوم

از تماشایت پر از بی دست و پایی میشوم

جمع می گردد هوایم از نگاه تشنه ات

پیش چشمان تو سیراب و هوایی میشوم

من کنارت می نشینم تو به دل ... ای دلنشین

چیزهایی در تو دیده ... چیزهایی میشوم

باتو  بی تو   بی تو  باتو   باتو  پس باید چه کرد

دلزده از اتفاق آشنایی میشوم

کوچه بن بستم و  با گام گرم  یاد تو

آیه پرواز و آهنگ رهایی میشوم

 

۳

هر کسی دنبال چیزی من به  دنبال غزل

است مثل من ـ چو گیسوان تو ـ حال غزل

هر کسی با یک وسیله در سفر ... من در سفر

سوی رویا های پر پر با پر و بال غزل

تو ز بازار مزار و من به نیزار خیال

زار احوال منی من زار احوال غزل

دیدمت در قصر رویا  شاعری در خدمتت

بر تنت رخت قصیده بر سرت شال غزل

در وطن در کوچه در خانه به غربت در گذر

هر کسی دنبال چیزی من به دنبال غزل

 

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 1:35  توسط عبدالوهاب مجیر  | 
 
  بالا