تبليغاتX
زمزمه های دلتنگی -
 
زمزمه های دلتنگی
 
 
شعر و نقد
 
 

سلام سلام سلام ...

ما و تو چون بهار ترین فصل عاشقیم

عاشق چو دشت های شگفت شقایقیم

تشنه به روی آب پریشان به دست باد

مثل دو تا درخت به سان دو قایقیم

محروم کرده اند ز دیدار ای دریغ

ما و ترا که مثل سپیدار صادقیم

اما من و تو مثل دو موسیچه روی سیم

در بند  قصه ها و  اسیر علایقیم

اما من و تو با همه بن بست های مان

در عشق تا نهایت دیوانگی شقیم

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 3:35  توسط عبدالوهاب مجیر  | 
 
  بالا