|
زمزمه های دلتنگی
|
||
|
شعر و نقد |
دو بر که ماه . . .
دو چشم داده خدا برایت دو چشم « می گم » دو مهربانی
به سمت رستن برای باور دو تا بشارت دو تا نشانی
دو کوچه رویا دو باغ گنجشک دو برکه ماه و دو دشت سبزه
به دلنوازی به پر صدایی به روشنایی به بی کرانی
چه چشم هایی که پشت آنها دلت بلرزد سرت بجوشد
و پیش رو شان فقط نشسته دعای رد نظر بخوانی
دو شاعر بی خیال و عاشق پر از دریچه پر از تپیدن
دو شاهد آشنا و صادق به پایداری به جاودانی
***
ز دست آنها پریده از من هوای سبز امیدواری
مرا از این غم به دو ر بی غم تو میتوانی تو میتوانی
|
|