|
زمزمه های دلتنگی
|
||
|
شعر و نقد |
حال پریشان چگونه است ...
گفتی چگونه ای . . . دل حیران چگونه است ؟
در دست باد شاخه عریان چگونه است
زیر برنده غچی سرما گریخته
از دست رعد ابر گریزان چگونه است
از ساچ ها بپرس که آواره ام چه سان
از پنجره ... که بی تو هراسان چگونه است
آزاد کن در آیینه گیسوی خویش را
آنگه بگو که حال پریشان چگونه است
این درد را جواب کجا جویم ای خدا !
درمان چه بود خواهد و پایان چگونه است
|
|